کتاب دينى کلاس هفتم
«زمانی که من به مدرسه میرفتم، سیستم آموزشی ایران با امروز متفاوت بود. دوره ابتدایی ۶ سال طول میکشید و دانشآموزان بعد از قبولی در ازمون کلاس ششم، موفق به گرفتن تصدیق ششم می شدند. در دهه ۱۳۳۵، تصدیق ششم ابتدایی مدرک چشمگيرى بود؛ حتی برای خواستگاری هم یک مزیت بزرگ به حساب میآمد!
بعد از کلاس۶ ابتدایی دبستان، دانشآموزانى که علاقه به ادامه تحصيل داشتند (با اجازه بزرگترها و اين خيلى مهم و بسیار حیاتی بود چرا که اين بزرگواران آن زمان معتقد بر اين بودند که کسب علم نوین خلاف شرع و ارزشهای دینى است و باعث بى دينى ميشود و تحصیل علم و دانش مکروه و مباح بود) وارد دبیرستان میشدند. دبیرستان شامل دو دوره سه ساله بود.
دوره اول دبیرستان تا پایان کلاس نهم بود. به دانشآموزان پس از سه سال خواندن و تمام شدن و قبولی در امتحانات، مدرک “سیکل” داده میشد. بعضىها ديگه در اينجا ادامه درس را ول ميکردند و وارد بازار کار ميشدند و میرفتن دنبال کارخودشان و حقيفتا همه اونها به يک جاى ميرسيدند.
بعد از گرفتن سیکل برای ادامه تحصیل، دو راه وجود داشت: یا ماندن در دبیرستان و انتخاب یکی از سه رشته به ترتیب سختى ریاضی، طبیعی یا ادبی برای گرفتن دیپلم دبیرستان بود و بدين ترتيب در همان دبيرستان مانده و تا پایان کلاس دوازدهم ادامه ميداند و یا رفتن به هنرستان براى ادامه تحصيل بود و بايستى يکى از سه رشته برق, مکانیک و ساختمان بر اساس علاقه و شانسی که داشتند و دوباره با اجازه بزرگترها انتخاب و ادامه بدهند.
(در آن زمان، رشته ریاضی در دبیرستان از ارزش بالایی برخوردار بود. رشته ادبی در مقایسه با سایر رشتههای دبيرستان چندان ارزش نداشت و افراد آن را آسانتر میدانستند.
ارزش تحصيل در هنرستان ديگه بدتر از رشته ادبى بود و تو هنرستان بدتر ازهمه رشته ساختمان بود.
در اصفهان سه تا هنرستان داشت به ترتيب ارزش هنرستان شماره يک و هنرستان شماره دو و هنرستان شماره سه.
و بدبختر از همه کسانى بودند که در ان زمان رشته ساختمان در هنرستان شماره ۳ ميخواندند يعنى آفتابه)
اصغر آقا پسر دایی با افتخار اینو برا من تعریف میکرد که وقتی دیپلمش را گرفت، برای رفتن به دانشگاه پیش پدرش (دایی فضلالله) رفته و ازش خواسته بوده که اجازه بده برا ادامه تحصیل دانشگاه برود و خیلی خوشحال از این بود که دایی جون بعد از دو سه روز فکر کردن و مشورت با علماى دين بالاخره اجازه داد، اما با این شرط که: “گناهش گردن خودت، نه گردن من!“»
و اما بيايم سر کتاب دينى کلاس هفتم
صفحه آخر اين کتاب دينى يک ليستی از اسامی تمام امامان با ذکر تعداد فرزندانشون و سالهایی که عمر کرده بودند وجود داشت و پيدا بود که براى دست اندرکاران اموزش و پرورش وجود چنين اطلاعات ارزشمندى در آنجا ضرورى بوده.
اگر کمى دران دقت ميکردند می دیدند که تنها افتخارات امامان در مدت حياتشان, زاد و ولدشان بوده است و يافتن انهم چندان کار دشوارى نبود.
من سعى ميکنم شبيه اون ليست را همان طورى که هنوز تو خاطرم هست باز سازى کنم و اينجا بياورم.
| نام | تعداد فرزندان | فرزندان | تعداد همسران | مدت عمر | قاتل |
| ۱. امام علی | ۳۲ | ۱۴ پسر و ۱۸ دختر | ۹ | ۶۳ | ابن ملجم |
| ۲. حسن | ۱۵ | ۱۵ فرزند پسر و دختر | همسران کثیرى | ۴۷ | جعده |
| ۳. حسین | ۸ | ۵ پسر ۳ دختر | ۳ | ۵۷ | شمر |
| ۴.سجاد | ۱۵ | ۱۲پسر | همسران متعددى | ۵۷ | هشام |
| ۵. محمد باقر | ۷ | ۵ پسر و ۲ دختر | ۴ | ۵۷ | ابراهیم |
| ۶. جعفر صادق | ۱۰ | ۷ پسر و ۳ دختر | چند همسر | ۶۵ | منصور |
| ۷. موسی کاظم | ۶۰ | ۲۳ پسر و ۳۷ دختر | زنان زیادی | ۵۵ | هارون |
| ۸. موسی الرّضا | ۶ | ۵ پسر و ۱دختر | ۳ | ۵۵ | مأمون |
| ۹. محمد تقی | ۷ | ۴دختر و ۳پسر | ۲ | ۲۵ | معتصم |
| ۱۰. علی نقی | ۵ | ۱دختر و ۴پسر | ۱ | ۴۲ | متوکل |
| ۱۱. عسگری | ۱ | ۶ | ۲۸ | معتمد | |
| ۱۲. مهدی | طولانی | —– | —— |
ستون تعداد همسران و قاتل نبود و من اضافه کردم.
لازم است بدانيد که اين حضرات هیچکدامشان به مرگ طبيعى نمرده اند و بخاطر محبت و ارادتی که ان زمان مردم به اين خاندان عصمت و طهارت داشتند هیچکدامشان را نگذاشتند به مرگ طبيعى بميرند. (احتمالا سودى که از قبرهاى انها مي بردند با ارزشمنتر از بودن انها بوده)
اقا من فقط از کتاب دينى همين ورق يادمه و در تمام طول سال با اون مشکل داشتم. فکر نکند که مشکل من خرج اين خانوادهها, زن و بچه اين بزرگواران بود خير. مشکل من با امام نهم بود. اين حضرت ۲۵ سال عمر کرده و اگر اين سيد در ۱۷ سالگي زن گرفته باشه تا ۲۵ سالگي ميشه ۸ سال و در اين نامبرده در این مدت فقط از يکى از زنهاش جمعا ۷ بچه درست کرده بود. من از اين خوشحال بودم که به دار فانی شتافت چون اگر ميموند رکورد ميزد. اونوقت کمرش زير مخارج اونها ميشکست.
از همه جالبتر و اينکه اينو ديگه کجا دلمون بزاریم, مرحوم شهید صدر در کتابش میگوید قواعد عام نشان میدهد که امام حضرت مهدی ازدواج کرده ولی فرزند ندارد. و حالا من نميدونم اين خبر برای پيروان شيعه خبر خوبی بايد قلمداد باشه يا بد.
حاج اقا رسولى تو گوتينگن يک عمريه دنبال جستجوی پهن خوشبو تو اين جدوله.
من الله توفيق
Leave a Reply